گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
تصویر ایران و انقلاب اسلامی
اولین نقطه کانونی این تصویر سراسری از هستی ایران کنونی، انقلاب اسلامی است. بدون درک درست وضعیت انقلاب اسلامی تصویر سراسری ما از ایران دچار توهمات بصری و وانمودهای بازنمایی سینمایی شده و از تصویر واقعگرای ایران شناسی همه سویه و کروی در قلمرو جامعه شناسی و سیاست و اقتصاد و مناسبات جهانی و... باز میماند. هرچند تخیل جامعه شناختی امروز گسست ناپذیر از واقعگرایی جامعه شناسانه است؛ با این همه فرق اساسی بین اوهتم و واقعیات وجود دارد. واقعگرایی هرگز ضد آرمان گرایی نیست و هرگز نافی باطن گرایی نیست. جهان غیب شالوده واقعیت است. تصدیر درست به ما کمک میکند به وجوه پنهان و غیب "چیز" و در اینجا اجتماع مان و جنبههای باطنی هستی ایران در طرح و تقدیر الهی بیاندیشیم.
واقعیت ما چیست؟
هویت نازدودنی هستی کنونی ایران با انقلاب اسلامی گره خورده است. وقتی اسلام زاده شد، دیگر انکار کردنی نبود و سرنوشت جهان با تصویری که اسلام از هستی و تاریخ و آینده دنیا و ابدیت ساخت گره خورد. البته حاکمیت نفاق و ظلمات قدرتها، تحریف هزار و چهارصد ساله اسلام، سلطه نفاق و خیانت به حقیقت اسلام و جهل عمومی از تحقق اسلام جلوگیری کرد، اما نتوانست حقیقت اسلام را محو کند؛ و ایران از سلمان امام خمینی در مقام حکمرانی در ایران، تا امروز نقشی اساسی در ممانعت از تحریف اسلام در ایران بازی کرده است.
امروز اگر ایمان نافذ دو امام انقلاب و نیروهای پاک و مومن نامدار و گمنام از مطهریها تا سلیمانیها و سید حسن نصراللهها و بسیجیان بزرگوار سرشار از عبودیت و عشق و ایمان و بصیرت بازتولید نشود، نباید انتظار امدادهای غیبی سابق را داشت و اگر درون ملت آن ایمان و تلاش باززایی شود پیروزیهای برتری رخ خواهد نمود، اما در هرحال، خود انقلاب اسلامی دیگر برای ابد زنده و مرگناپذیر است. چون آن چه از انقلاب رخ داده، و نتایج جهانی آن نازدودنی و نیرویی زایشگر است. قدرت نفی ظلم جهانی و استقامت در برابر قدرت طاغوت و دفاع از آزادگی و کرامت انسان ایرانی و مسلمانان و بشریت علیه رجس و ناپاکی قدرت متفرعن و خونریز وچپاولگر و مستکبر نظام سرمایه سالاری و افشای نتایج فساد انگیز الحاد مدرنیت خدا ستیز، دیگر یک واقعیت نامیرا است. ایران را اگر بر اثر بی لیاقتی و ناپایداری و خیانت همراهان نیمه راه، تکه تکه هم کنند، این حقیقت زنده انقلاب اسلامی کشتنی نیست؛ و همین حقیقت که متکی بر اراده الهی است، ایران را، چون ققنوس از خاکستر رنجها باز میزاید. امروز ایران انقلاب اسلامی، ایران شرف و ایمان و عدالت خواهی و خیر وطهارت جان و آینه زیباییهای اسلام، جمال و جلال الهی، جامع اسماءالحسنی، ذخایر و معادن نبوت و ولایت و حقایق عظمت محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم و واقعیات این اسوههای روشن و وجود عینی آنان در میان ماست. ناباورمندان این جملات را تصویر دور تخیل شاعرانه میپندارند و اهل ایمان و شهود و مشاهده آن را برآمده از قرآن مجید و یقین عینی و بالاتر میدانند. گره خوردگی ایران و اسلام در اکنون، در نقطه متعال خود ظهور دارد. نظام سیاسی ایران در جهان منادی راستی توحید، حفظ کرامت انسان بنده خدا که بر هیچ قدرت مستکبر گردن نمی نهد، منادی معرفت حقیقی، قرآن و عترت، و دین حق و اسلام تحریف نشده، منادی استقلال و اختیار و آزادگی انسان، منادی نفی ظلم و استکبار و بندگی غیر حق متعال و منادی خدای یکتا و یکتا پرستی و عدالت همگانی و دفاع از حقوق مستضعفان، حق رشد انسان و پیشرفت و بهره مندی عمومی از نعمات الهی است. قانون اساسی ایران بر ارزشهای الهی و حقوق انسان و نفی استکبار و جنایات زورمندان زرپرست مزور آشکارا تاکید دارد.
در تصویر سراسری جایگاه ایران، برای درک علل دشمنی با انقلاب اسلامی در سطح قدرتهای جهانی و اذناب داخلی شان، یک لحظه هم نباید این مرکز نیرومند و علت العلل مخاصمات و تهاجمات طاغوت با انقلاب اسلامی و ایران پایدار بر توحید الهی و آرمانهای انقلاب تا امروز را نادیده گرفت. ایران تا زمانی که بر حق و توحید و عبودیت خدا و عدالت و آزادی و استقلال و رشد و پیشرفت حقیقی پافشاری میکند با این تخاصم روبروست و فقط با قدرتمند شدن و مقاومت تا پای جان همان طور که عالمان روحانی و عامل به اسلام و شهیدان پاکباز عمل کردند و وحدت بر حول اسلام و اتحاد برای پیشرفت و وفاداری بر انقلاب اسلامی، خواهد توانست از شر شروران در امان باشد و آنان از ترس تارومار شدن دست از آزار ایران بردارند. چشم انداز امید ایران با این تنها گزینه سرسبز است و این همان راه پیروی ار امام زمان عج است.
☆☆☆☆☆
اکنونهمه وجوه وپیامدهای حیات واقعی این کانون متحد ایران و انقلاب اسلامی و رخداد نازدودنی و تجربه زیسته را در نمای سراسری تماشا کنیم:
دشمنان ما کیستند؟
دشمنان این کانون ایران / اسلام ناب، در جهان چه کسانی هستند و چرا با ما دشمنند و چرا به ما حمله کردهاند؟
این ایران دو دشمن دارد که در داخل و خارج ماهیت واحد دارند:
ا-ابلیس و شیطان بزرگ. شیطان جنی و انسانی
۲- نفس امر کننده به سوء و بدی که در رأس آن امر به شرک، حرامکاری، فرعونیت و استثمار، تجاوز به حق دیگری و انواع فسادها و شهوات و ترکیب زر و زور و تزویر است و در نهایت به بردگی ظلمات کفر محارب با خدا و بندگی شیطانهای جنی و انسی میرسد.
۳- ایران به صورت مشخص و عینی با این نیروهای ابلیسی درون و بیرون خود، سروکار دارد:
قدرت سرمایه سالاری جهانی که رهبری آن دست یهودیت متفرعن و خونریز و متجاوز است که دیوانه وار زرپرست است؛ و اسراییل حرامزاده، زاده و نازپرورده همین قدرت، در سرزمینهای اسلامی برای کسب هژمونی، چپاول و نابودی اسلام است.
ابر قدرتها که در حقیقت سردمداران نظامهای سیاسی و اقتصادی همین قدرت سرمایه استثماری و بیرحم هستند که امروز دشمن اصلی ایران همین شیطان بزرگ، آمریکا و انگلیس و همراهانش است.
در داخل ایران، ادامه همین نیروهای ایدئولوژیک در اشکال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، چه به صورت جریان الحادی و چه با نقاب اسلامی علناً با نهانروشانه، فعال هستند. فریب و غفلت و اغوای مردم، بوسیله تحریک همین اقشار حرامکار و حرامخوار و طبقات استثمارگر، انگلی، دلال، مافیایی، ویژه خوار و رسانههای جهانی استکبار، انجام میگیرد. پس زور ابرقدرتها و تزویر رسانههای شان تحت رهبری این قدرت سرمایه جهانی یهود قرار دارد. آشتی ناپذیری او در دشمنی با ایران، عمیقا وجودی است. این یکجنگ باطل با حق است.
۴۷ سال ایران صحنه ومیدان تلاش نیروهای انقلاب اسلامی برای اجرای اصول رهایی بخش امام خمینی (ره) است که استنباط وظایف قرآنی در کنون ایران از منظر اسلام و مقاومت علیه انواع طرحهای بیرحمانه و وحشیانه استکبار خارجی و اذناب درونی آن در محضر اجتهاد اصیل در عرصه فقه مقدس جعفری بوده است. تفقه و اجتهادی که تصویری درست و کامل از پانورامای ایران در اکنون جان و چالشهای حق برابر باطل برساخته و به تکالیفش کوشیده عمل کند و با موانع بزرگ بستیزد. در برابر این تصویر سراسری روشن انواع جریانات مشرک و منافق و کافر ظالم و ظلمانی و برده استکبار و نگرش غربی و شرقی کوشیدهاند تصویر معوج و تحریف شدهای عرضه کنند و بنا به آن تصویر دلخواه منافع فکری و مادی خود، راهی مخرب استقلال و عدالت و آزادگی و پیشرفت حقیقی ایرانپیش پا نهند.
خطر تصویر ناقص
تصویر ناقص چه در مورد جهان و نظام قدرت جهانی و اغراض انان علیه ایران و علل این دشمنی، چه در مورد نیروهای داخلی و نسبت شان با اجرای حداقلهای مطالبات اسلام از حکومت و اجرای قانون اساسی عدالت محور جمهوری اسلامی، مانع اصلی درک تکالیف ماست.
چه زنجیره ممتد اقدامات براندازی قدرت جهانی و چه زنجیره ممتد براندازی قدرت جمهوری اسلامی یا استحاله آن، از سوی نیروهای داخلی و اهل نفاق و قدرتهای درون حکمرانی، باید به طور کامل و واقعگرایانه و بدور از هر اغراق شناخته َشود. تصویر درست شناخت اقدامات آنان طی طراحی به صورت فرایندی است. یعنی باید طی۴۷ سال فرایند توطئه و جنگ ترکیبی خارجی برای سلطه مجدد و همین طور قبح زدایی مقابله با اصول انقلاب اسلامی صف داخلی متحدان گوناگون استکبار جهانی و طاغوت و فرعونیت معاصر و براندازان آشکار و نهان روش ایرانفروش برای کسب قدرت را شناخت.
نیروی خارجی ضد توحید و کفر جهانی و غارتگران سرمایه سالار جهانی و نماینده اصلی شان شیطان بزرگ و اذناب و متحدان فرتوت اروپایی ونقشه تغییر جهانی شان به سود نظام یکپارچه و مقتدر و مسلط جهانی ناشناخته نیست و همچنین بحران درونی نطام سلطه و تضادهای درونی آنان برای اهل تفکر و تحقیق و اندیشمندان مستقل و غیر وابسته و رها از سنخیت سیاسی ایدئولوژیک و وابستگی اقتصادی و فرهنگی و منافع حرامکارانه، مستند به عملکرد و مدارک نظری و دیدگاههای آنان است.
اما در خصوص نیروهای داخلی و همسو با طاغوت جهانی که قدرت اصلی و رهبری طرحها و اقدامات داخلی را طی صد ساله اخیر بلکه ۱۳۰ ساله اخیر در اختیار داشت و بویژه صف بندی ۴۷ ساله اخیر شان، تفاوت آرا وجود دارد. هم در شناخت و هم در تعیین جایگاه شان. البته در باره مزدوری نیروهایی مثل سلطنت طلبان، منافقان فرقه رجوی کمونیستهای آمریکائی، تجزیه طلبان، کومله و امثال شان، متفکران مستقل نگاهی تقریبا واحد دارند. اما در خصوص روشنفکران و سیاستمداران غربگرا و نولیبرالسم و پروتستانیسم اسلامی، مدرنهای و رفرمیستهای خواهانپیروی از راه سرمایه داری آمریکایی، چپهای بازمانده با میراث تودهای و فدایی و پیکاری، جنبش سبز و اصلاح طلبی سکولار و. خواست و نحوه براندازی و همراهی شان با انقلاب رنگی، نگاههای متفاوتی در درون جامعه و درون حکومت وجود دارد؛ و غربگرایی و شرقگرایی طی ۴۷ سال اخیر در رویارویی با جمهوری اسلامی و روند براندازی و یا استحاله به نظامی سکولار درجات و مراتب گوناگونی در این طیف وجود داشت. در خصوص اتحاد برای حفظ ایران هم این نیروها، نگاه واحد ندارند و انگیزههای گوناگون بر آنان حکمفرمایی میکند چیزی که در این مورد دارای وحدت است خواست و مطالبه نهایی اینان برای حکومتی سکولار است. امام در منتهی الیه دوسر این خواست از ملی گراهای دارای نگرش مثبت در خصوص وطن پرستی جمهوری اسلامی ایران و قدرت مثبت انقلاب اسلامی تا براندازان و غرب پرستان آماده پذیرش رژیمی آمریکایی حضور دارند. در این میان الیگارشهایی که حاصر به هر همکاری با شیاطین استثمار هستند به شرط حفظ قدرت در ایران و وقتی موضوع عبور از آنان و سلب قدرت شان مطرح میشود به صف مقاومت مردم میپیوندند تا فریبکارانه از ان به سود حکمرانی خود درون نظام انقلابی و دینی جمهوری اسلامی سود جویند و از سوابق حضور خود در انقلاب برای حفاظت از ویژه خواری و تداوم ساختارهای پیرامونی و غارت بیت المال و انفال در ترکیب قدرتمندان سیاسی فاسد و اقتصاد و بانکداری و مدیریت ارزی فاسد، بهرهمند شوند.
هرگونه تحلیل و شناخت ناقص و ارزیابی علط شناختی این نیروها سبب ضربات عملی هلاکت بار به نیروهای مومن و ملی و استقلال طلب وارد میآورد.
فرضا عدم قبول نقش مزدوران داخلی در همدستی با امریکا. کمرنگکردن نقش نااهلان و قدرت گیری انان و کسانی که دیگر به اصول امام خمینی ره و رهبر معظم انقلاب اسلامی وفادار نیستند. نشناختن حد و مرز همراهی تکنوکراتها و بوروکراتهای رانتخوار و در قدرت با انقلاب اسلامی و استقامت علیه شیطان بزرگ وغیره.
به عنوان مثال باید پرسید وقتی امام خامنهای ۲۹ دی میفرماید: «شما هرکس میخواهی باش، مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی ملت ترا مردود میداند و نظام اسلامی هم تو را مزدوز میداند.» مسلم است مخاطب این سخن یک فرد جوان کف خیابان و بی اهمیت و فاقد تاثیر گذاری و حتی جاسوسی عادی نیست. " هر کس" میخواهی باش، معنایش در همه جای دنیا ناظر به، «کس» قدرتمند و مهم و دارای مقام و غرّه به امکانات خود از نظر سیاسی، یا اقتصادی یا فرهنگی است. تاریک کردن آگاهی مردم خلاف مواضع آشتی ناپذیر امام خمینی و امام خامنهای، علیه غرب پرستان سرمایه سالار و قاسطین کنونی خیانت است. غبارین کردن ضرورت مطرود و مردود دانستن غرب پرستان و نولیبرالهای بی باور واقعی به اجرای واجبات اسلام، عدالت و قدرت ملت مومن و رحمتکش و مقاوم و ولینعمت بودن مردم و استفاده ریاکارانه از مردم سالاری و برای شیره مالیدنسر خلق الله و ماله کشی بر مزدوری این همدستان قدرت طلب و در عین حال نوکر و تسلیم به شیطان بزرگ و ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه و ارکان قانون اساسی، یکاقدام تحریفگرانه و ناقص سازی زنجیره واقعیتها بشمار میآید و تار کردن فرایند نقششان در استحاله انقلاب اسلامی و تهی کردن جمهوری اسلامی از معنای دادگرانهاش و ساختارهای شکاف و تبعیض ظالمانه طبقاتی را در آن تقویت کردن، معنا میدهد.
در پانورامای ایران کنونی درک درست نقش نیروهای دوست و دشمن و طیف گسترده نیروهای بینابینی و درک نحوه برخورد به آنان بسیار حیاتی است. بر حذر بودن از چپ روی یا برعکس تن دادن به تسلط آنان در قدرت و منحرف کردن انقلاب و نفی سرشت مردمی و عدالتخواهانه و استقلال طلبانه اش، هر دو به خیانت به حقیقت اسلام و انقلاب الهی به سود فریب و ستم بر مردم ختم میشود.
در پیام رهبر در گرامیداشت حماسه ۲۲ دی باز به مزدوران داخلی، یعنی همان «کسان» مهم که خود را کسی میدانند، اشاره شده است: «۱- حضور مردم نقشه دشمنان خارجی که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شودرا باطل کرد.
۲-حضور مردم هشداری بود به سیاستمداران آمریکا به مزدوران خائن تکیه نکنند. »
باید پرسید دیروز جان کری و اوباما و امروز نتانیاهو و ترامپ و استیو ویتکاف چشم امید به کدام افراد موثر و کسانی که خود را کس میدانند که خائن هستند و در قدرتند و منحرف و خائن به ولایت فقیه و اصول امام و قانون اساسی، به حساب میآیند، دارند؟ چرا؟ مسلما مقصود امام از این کسان خائن، صرفا لایه دهم جواناک ماجراجو و حتی خیانتکاران و اجیر شدگان دست دهم یا فریب خوردگان و حتی جواسیس درجه چندم کف خیابان نیست. رهبر انقلاب زمانی که به این قشر صاحب قدرت و منحرف میگفت اگر ما در عراق و سوریه میجنگیم برای آن است که در خیابانهای تهران و شهرهای کوچک و بزرگ ایران نجنگیم، منظورش چند دانشجوی اغفال شده بوسیله جریانات منحط غربگرا نبود. به سرانی بود که مصرانه خواهان دوستی با گرگ مان بودند و میگفتند عصر موشک گذشته و در پی بستن با کدخدا بودند و قدرت هستهای و سپاه و محور مقاومت را مزاحم خود میدانستند؛ و خواهان دست کشیرن از لبنان و سوریه و عراق بودند و علیه سردار شهید مان حاج قاسم و مدافعان حرم جوّ سازی میکردند. امروز باید اینان مسئول آمدن دالش در خیابانهای ایران، معرفی و رسوا و قانونا پاسخگو باشند. پس مزدوران داخلی این گروه سیاسی_اقتصادی و فرهنگی هستند و.
نباید تصویر ناقص ساخت و آگاهی مردم را مخدوش و مقاومت را نابود کرد. در چشم انداز وسیع ایران این غبار آلودگی آسیب بزرگ بر تصویر شفاف سراسری درست وشناخت صحیح صحنه و میدان وارد میآور د.
☆☆☆☆☆
در پانورامای ایران چشم اندازهای تعیین کننده دیگر این چالشهای صحنه و میدان حق و باطل هستند:
۱-سیاست استکباری/ سیاست قرآنی
۲- پیوند و ترکیب زر و زور و تزویر خارجی و داخلی در صحنه ایران (سرمایه سالاری استثماری جهانی و داخلی، قدرت جریان غربگرا و نولیبرال درون حکومت، رسانههای استکباری خارجی و لیبرال داخلی)
۳-تقابل دین جهانی با کفر جهانی در پانورامای ایران
۴- امید و انتظار انقلاب اسلامی و تیست انگاری و اوهام دشمن جهانی
۵- در تصویر وسیع قشرهای مختلف ایران چه نیروهایی با شیطانبستهاند
۶- چه عواملی میکوشد سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم ایران را بباد دهد
۷-تصویر واقعکرای مردم در ایران
۸- خائنان در اقتصاد سراسری:الیگارشها و تراستیها و باندهای مافیایی در اقتصاد نفتی، بانکی و نجارت
۹-جنگنرم دوران امروز در ادامه جنگ نرم با مولا علیه السلام
۱۰-خواست مردم و انقلاب در ساختار اقتصاد بیمار
۱۱- تصویر سراسری زنده بودن انقلاب اسلامی از تهران تا نیویورک
۱۲-حیات اصول امام خمینی (ره )
۱۳-درسهای مردم سالاری در تربیت سیاسی اسلامی ملت با پیشرانی ولی فقیه
۱۴-تقش دیر فهمی عمدی در پانورامای ایران
۱۵- درک فرایندی از خنثی سازی توطئههای شورشی
۱۶ -حیات میدان عشق و میدان مشق در چسم انداز سراسری ایران
۱۷- دیالکتیک کلیات وجزییات ضروری در صحنه ایران
۱۸- ضرورت تغییر نگاه به چپاولگران و رانتخواران بزرگ وتحول ساختی
۱۹- آیا جمهوری اسلامی و سیاست انقلاب اسلامی دشمن سازی کرده است
۲۰- امید و عبودیت، یا تسلیم و شیطنت در پانورامای ایران
☆☆☆☆☆
این دیگر عناوینی است که در پانورامای ایران باید به گفتوگو گذاشته شود و مسایل علّی از مسایل معلولی، باز شناخته شود وتا تمرکز معرفتی و حواس حکومت وملت بوسیله نفس سوء درونی ظلمانی و ضد عدالت و شیطانها از حل مسایل بنیادین و ساختاری پرتنشود و مسیر گمراهی و گمگشتگیها ترک قرآن و عترت و عهد انقلاب اسلامی ایران را به تباهی نکشاند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد